خرید بک لینک
با پدرجان رفته بودیم پشت بوم موکت بشوریم.

خسته شدیم نشستیم روی تخت چوبی ای که روی پشت بوم هست؛ از بالای سرمون چند تا پرنده که به نظرم پرستو هستن رد میشن. میام فاز شاعری بردارم؛ میگم: ای کاش من هم پرنده بودم!

پدرجان: یه سنگ میزدن تو سرمُ مرده بودم!!

+ یکی اومده گفته کاش پدر من هم زنده بود... کاش من توانش رو داشتم... که دختر خوبی باشم برای بابام! خیلی فکر کردم بهش. خیلی. که چقدر زندگی لخت و بی چیز میشه بدون بابا. کاش من توانش رو داشتم که دختر خوبی باشم برای مامان و بابام...

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:50

یه روزی از حوالی مرز اقیانوس آرام شمالی با جنوبی راه افتادم برم ارمنستان... خوبم برام تموم شد. ده هزار و پونصد تومن!!

+ خیلی این تصویر رو دوست دارم :)

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:50

+ ولی می دونی از اون روز به چه چیزایی فکر کردم؟

- به چی فکر کردی؟

+ این که توانایی بالاتر از این وجود نداره که یکی بلد باشه خودش تو تنهایی خودش حال خودشو خوب کنه...

اینکه بجنگم... با تمام وجودم... به هر قیمتی... اینکه هیچ کس رو گرفتار خودم نکنم.

این که حتی اگه قله ای رو فتح نکردم، حداقل باری روی دوش کسی نذارم.

اینکه اول باشعور بشم بعد مادر بشم...

و خیلی چیزهای دیگه

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:50

این دو سه روز اخیر کلا زدم همه کاسه کوزه های خودمو با خودم و زندگی شکستم... یعنی یک جایی به خودم حق دادم که حق با منه. و عکس العمل تند کردم در مقابل. بعد قرآن برداشتم و با دلی که فکر کردم شکسته و حق د

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:50

یکی دو روزی وقت گذاشتم و توی گروهی که شامل یک عده آدم رنگ و وارنگ و جورواجور بود بحث کردیم در مورد خودمون و دین مون و کشورمون... تنها وجه مشترک هم اینکه توی یه مدرسه بوده ایم یه زمانی. حالا چه به عنو

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:50

یه خانمه هست، زن دوم یه آقایی. زن اولی نمیدونه که اینها با هم ازدواج کردن، نمی دونم چه تصوری از این خانمه داره ولی در عین حال که باهاش رفت و آمد میکنه؛ همزمان هم بهش فحش میده که تو پات توی زندگی ماست!

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:50

صفحه بندی